پاییزی که اینقدر مَلَس و پر شر و شور . اَندکی هم آغشته به افسردگی پس از نتایج کنکور ، شُروع شود را باید با تمام وجود بَلعید. با تک تک سلول های درون ریز و برون ریز! یعنی همین که اِمروز کوله ام را برداشتم و راهم را به جای ِ مدرسه به سمت ِ خیابان شُلوغ سَعدی کج کردم . هَمین که به جُبران تمام شِعر هایی که در طی این یک سال نَخوانده بودم ، توی کتاب شَهر قدم زدم ، عَطر کتاب هارا نفس کشیدم و بعد از کُلی بالا و پایین کردن قفسه ها ، با دو کتاب از کاظم بهمنی ،خوشحال و خَندان خودم را روی نیمکت سبز توی پارک پرت کردم و کتاب هایم را طوری بغل کردم که انگار جنسی قیمتی را در آغوش دارم . خوب است !

یعنی پاییز آمده تا به جای تمام بی مهری هایی که زندگی را به کاممان تَلخ کرد،مهر بپاشد و عشق بدواند توی رَگ و پی وجودمان !

هَرچند. پاییز اِمسال . کافه گردی های مُداوم نَدارد .بوی ِ قهوه و سیگار های ارزان قیمت بَهمن که رویشان به مُضحک ترین شکل ممکن می خواهد مرگ و زندگی را به تصویر بکشد، نَفس کشیدن ندارد . بَغل های مُحکم مُحکم . بوسه های یواشکی ملت را دید زدن ندارد. با اینکه پاییز اِمسال ثانیه به ثانیه اش را دلتنگ تر از هَمیشه زندگی می کنیم . و . دلتنگ تر هم خواهیم شُد . امّا.

هنوز هم پاییز اَست. هَنوز هم می شود روی بَرگ های زرد و نارنجی که از روی درخت افتاده اند قدم زد و صدای خش خش شان را شنید .هَنوز هم می شود  چوب های نیم سوخته را بو کشید و به وَجد آمد . هَنوز هم می شَود ، هندزفیری در گوش فَرهاد ،عارف ، شَجریان و سیاوش قمیشی پِلی کرد و خِیابان های نا آشنارا بالا و پایین کرد . هَنوز هم کلی جَدول هست که قَدم هایمان خاطره ای با آن ها ندارند . هنوز هم یکدیگر را داریم:))

هرچند از دور . هنوز هم پاییز هست :))

چهارُم : نرگسی که نیست!

دوُم: نارنجی خوشرَنگ !

یکُم : حالا حالا ها نمی شود !

هم ,های ,، ,پاییز ,هَنوز ,تمام ,هَنوز هم ,هنوز هم ,هم می ,را به ,و پایین

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

برنامه‌نویس سعید گل‌محمدی تابلوسازی برجسته دوتا از بیماران اوتیسمی معروف در جهان اموزشکده شرکت صنعتگران فیلتر زندگان تخصصی رشته مامایی و بهداشت پوست و مو چطور با سایت خودم کسب دارمد کنم؟ راهنمای بهترین خرید